بایگانی دسته بندی ها: تحصیلی

چگونه در اندروید PDF را راحت بخوانیم

برای افرادی که با فرمت ePub آشنایی دارند، این موضوع مشخص است که خواندن کتاب در مبایل چه قدر می تواند ساده باشد. چون خطوط متناسب با صفحه شما تنظیم می شود و شما نیاز ندارید دائم Zoom in – Zoom out کنید و یا مکان صفحه را تکان دهید.

بعد از سه چهار سال کار با گوشی ساده اما محبوبم یعنی Samsung S Dous II که همیشه با این مشکل مواجه بودم قابلیت ساده ای را در منوی POLARIS Office پیدا کردم که با آن می توان متن PDF را شبیه فرمت ePub به راحتی در مبایل خواند. کافی است با استفاده از منو که با کلیک بر روی گوشه بالا سمت راست ظاهر می شود گزینه Reflow text را لمس کرده و آن را فعال کنید. متن در قالب صفحه مبایل شما در خواهد آمد و خواندن آن به مراتب راحت تر خواهد شد. با استفاده از زوم هم اندازه فونت ها کم و زیاد می شود. امیدوارم این به شما هم کمک کند از وقت های مرده برای خواندن PDF های خود استفاده کنید. راستی من این را برای PDF های انگلیسی آزمایش کردم. نمی دانم برای فارسی ها چه بلایی سرشان می آید!

چند اصل برنامه ریزی

اصل اول: آیا آرامش و اطمینان دارید؟

آرامش اصل لازم برای خیلی از موفقیت ها است. اگر بخواهید به اهمیت آرمش پی ببرید باید نگاهی به ساختارهای مختلف مغز و دستگاه اعصاب مرکزی بیاندازید. به راستی ساختارهای مربوط به آرامش و مخالف آن اضطراب در مغز کدامند. مغز ما از بخش های مختلفی تشکیل شده است. این که ساختارهای مختلف هر کدام کار معینی را انجام می دهند، در حال حاضر بیشتر یک افسانه قلمداد می شود، شبکه های عصبی همه جای مغز گسترده اند اما واقعیتی که در مورد ساختارها وجود دارد این است که بعضی از آن ها در بعضی حالات و رفتار ما بیش تر نقش دارند. به طور کلی مغز را از لحاظ روند تکاملی به سه بخش تقسیم می کنند: مغز خزندگان، مغز لیمبیک، و قشر جدید مخ. این سه قسمت هر سه در مغز انسان وجود دارند. مغز خزندگان که مشابه بخش هایی از مغز موجوداتی نظیر لاک پشت و مارمولک است به تنظیم کارکردهای حیاتی و ابتدایی بدن می پردازد مانند ضربان قلب، نفس کشیدن، دمای بدن و حفظ تعادل، مغز لیمبیک مغز هیجانی ماست حافظه ها و احساسات در آن قرار دارند. این احساسات همه آن ها را از عشق تا نفرت و ترس تا عصبانیت در بر می گیرند این مغز در همه پستانداران وجود دارد. و اما جدید ترین بخش مغز که فقط در نخستی ها (مانند شامپانزه یا انسان) وجود دارد، قشر جدید مخ است. واقعیت این است که اگر مغز لیمبیک نباشد، ما موجودات بی احساس و بی تفاوتی می شویم که هیچ گاه نه عشق را تجربه می کنیم و نه ترس را. نه چیزی برای ما ارزش خواهد داشت و نه ارزشی ما را به سوی هدفی سوق خواهد داد. پس مغز لیمبیک بخش مهمی از مغز ماست. اما از طرفی واقعیت دیگر این است که اگرچه مغز هیجانی ما جایگاه ارزش ها و احساسات و هدف های ما است، اما برای رسیدن به آن ها به ما کمک چندانی نمی کند. لازمه برنامه ریزی برای رسیدن به اهداف و آرزوهایی که شاید از مغز لیمبیک نشأت گرفته باشند، وجود قشر جدید مخ است. قشر جدید مخ و به خصوص بخشی از آن که تقریبا در پشت پیشانی ما قرار دارد مسئول تمام کارکردهای پیچیده مغزی است. نظیر برنامه ریزی، توجه و تمرکز، استدلال، بازداری شناختی، انعطاف شناختی، حافظه فعال و غیره. متاسفانه یا خوشبختانه وقتی بخش هیجانی مغز زیاد از اندازه فعال می شود، قشر جدید مخ را سرکوب می کند و در کار آن اختلال ایجاد می کند. اضطراب وقتی از حد خیلی پایینی بالاتر رود (حد کمی که لازم است برای کارهای روزمره خود از تخت خواب بیدار شویم!) در برنامه های ما خلل وارد می کند. به همین دلیل آرامش برای موفقیت در هر برنامه سطح بالایی خواه یک برنامه درسی برای ادامه تحصیل و خواهد مدیریت یک کسب و کار نوپا اهمیت فوق العاده ای دارد. پس همیشه لازم است به حالت روانی و بدنی خودتان توجه داشته باشید و ببینید آیا آرام هستید. تا موقعی که آرامش وجود نداشته باشد شاید هیچ کدام از اصول بعد به شما کمک نکند. اگر به صورت مداوم میزان خیلی زیادی از اضطراب را تجربه می کنید شاید لازم باشد برای حل آن به روانشناس مراجعه کنید.
یکی از چیزهایی که باعث می شود خیلی از برنامه های خود را عمل نکنیم یا برای برنامه ریزی وقت نگذاریم این است که آن قدر در اضطراب و یا عدم اطمینان گیر افتاده ایم که به دنبال یک راه حل سریع می گردیم. مشکل یک راه حل سریع همیشه این است که مقداری از وقت ما را می گیرد، برنامه ما را به هم می زند، و ما به نتیجه ای نمی رسیم. فرض کنید یک ایده پول ساز ناگهان به ذهن شما می رسد. اگر شما فردی مضطرب باشید و به خود برای آینده زندگی اطمینان نداشته باشید، این را یک فرصت طلایی می بینید و به آن دل می بندید و معتقدید که باید هر فرصت طلایی را به سرعت شکار کرد. شک نیست که استفاده از فرصت ها انسان را در بسیاری از اوقات به هدف می رساند، اما این دنبال فرصت بودن می تواند شیوه ای بیمارگونه به خود بگیرد. یعنی شما را نگران و شتابزده کند و این معمولا در صورتی ممکن است روی دهد که شما فردی بدون اعتماد به نفس و آرامش باشید. اگر شما هر لحظه دنبال “فرصت های ناب” باشید، کارهایی را که برای آن ها برنامه ریزی کردید و آن ها هم فرصت های مهمی برای شما هستند یکی پس از دیگری رها خواهید کرد. همچنین ممکن است شما مورد سوء استفاده افراد کلاه بردار قرار بگیرید چون بسیاری از ایده هایی که دنبال پول های آنی هستند از کلاه برداری سرچشمه می گیرند. آرامش و اطمینان به خود به این معنی نیست که شما به امن ترین راه ها بچسبید، خطر نکنید، و راه جدیدی را امتحان نکنید. اما قضاوت این به خود شما بر می گردد که چه قدر هنگام بررسی فرصت های جدید عاقلانه عمل می کنید و چه قدر شتابزده، مضطرب و بدون بررسی به آن ها می پردازید.
یکی دیگر از چیزهایی که باعث می شود شتابزده به جای عمل به برنامه به کار فوری بپردازیم، ترس غیر واقعی از انتظارات دیگران است. درست است که بسیاری از کارها دارای یک زمان مشخص است و بعد از آن اطرافیان ما از انجام ندادن آن کار شاکی می شوند، اما خیلی از کارها زمان بازتری دارد و هنگامی که ما محدودیت زمانی داریم شاید اشکالی نداشته باشد تا هنگام تنظیم برنامه ها بعضی از کارها را در وقت مقرر خود انجام ندهیم چون این برای ما مقدور نیست. همچنین در آینده باید تخمین های زمانی خود را بیش تر کنیم تا بیش تر از این بدقول نشویم.

اصل دوم: برای برنامه ریزی وقت اختصاص دهید

معمولا چه کسانی به برنامه ریزی می پردازند؟ احتمالا کسانی که وقتی بدون برنامه ریزی زندگی می کنند، احساس می کنند از وقت خود استفاده کافی را نمی برند یا وقت کم می آورند. به طور خاص افرادی که برای یک ماراتون علمی نظیر کنکور، آزمون زبان، GRE و غیره آماده می شوند. این یک تناقض به وجود می آورد. کسانی که می خواهند برنامه ریزی کنند، معمولا کسانی هستند که وقت کم دارند و باید در وقتی که به کارهای غیرضروری اختصاص می دهند صرفه جویی کنند. چه کاری غیر ضروری تر از برنامه ریزی است؟ در نگاه اول به نظر می رسد اگر شما چند ساعت برای برنامه ریزی صرف کنید، در این مدت هیچ کاری انجام نداده اید، اما اگر قدری دیدگاه خود را از لحاظ زمانی وسعت دهید و آینده را ببینید متوجه می شوید برنامه ریزی یک سرمایه گذاری است. هنگامی که مسواک خود را هر سه ماه یکبار عوض کنید، هر بار یک مسواک خوب و گران بخرید، و زمان مناسبی را به مسواک زدن اختصاص دهید، در آینده در میزان زیادی وقت، هزینه، و درد صرفه جویی خواهید کرد، هرچند در نگاه اول این طور به نظر نیاید. اگر شما بدون برنامه ریزی به ضروری ترین کارهای خود بپردازید مسائل زیادی باعث خواهند شد علاوه بر اینکه وقت شما هدر شود، کارهای شما نیز به خوبی پیش نرود:

فراموش کردن کارهای مهم

افراد خیلی اوقات به میزان فراموش کردن خود آگاه نیستند، گاهی وقت ها در مورد حافظه خود نگران می شوند، در حالی که علت فراموشی ها صرفا این است که کارهای زیادی دارند، حقیقت این است که وقتی برنامه ما بسیار فشرده می شود، نمی توانیم همه کارهای خود را به یاد بیاوریم. وقتی این اتفاق می افتد، معمولا افرادی که از ما انتظار دارند کارشان را انجام دهیم در دقیقه 90 یادشان می آید و به ما تذکر می دهند، آن جا است که همان برنامه های ابتدایی که داشتیم نیز به هم می ریزد و فشار و اضطراب زیادی به ما وارد می شود. این اختلال در برنامه ریزی به صورت زنجیره ای و دومینو وار همه قول ها و برنامه های ما را به هم می ریزد. پس وقتی که به برنامه ریزی اختصاص می دهید جلوی فراموش کردن کارهای مهم را می گیرد.

دیگران برای ما برنامه می ریزند

فراموش نکنید اگر برای برنامه ریزی خود زمان اختصاص ندهید، همیشه افرادی وجود دارند که برای شما برنامه بریزند. مدیران برنامه های تلویزیونی، تولید کنندگان بازی های رایانه ای و بازی های تلفن های همراه، سایت های مطالب جذاب، شبکه های اجتماعی، فامیل، دوستان و غیره همه و همه در حال برنامه ریزی برای وقت شما هستند! اگر از قبل برنامه ریزی کرده باشید، می توانید عذرخواهی کنید و بگویید که وقت ندارید و خودتان هم می دانید که وقت برای آن کارها نگذارید. اگر برای برنامه ریزی وقت گذاشته باشید می توانید تفریحاتی را انتخاب کنید که واقعا به آرامش و افزایش انرژی شما بیانجامند. اما اگر از قبل برای پیشنهادهای دیگران آماده نباشید همه افرادی که در بالا گفتیم برای شما برنامه می ریزند و آن ها بیش تر دنبال این هستند که اهدافی که خودشان در نظر دارند به ثمر برسد. احتمالا برایتان پیش آمده است که وقت زیادی را به یک برنامه تلویزیونی اختصاص داده اید، در حالی که در نهایت به این نتیجه رسیدید آن قدر مورد علاقه تان نبوده است.
پس یادتان نرود این بار که خواستید برنامه ریزی کنید حتما اول از همه زمانی را برای برنامه ریزی اختصاص دهید

اصل سوم: یک روز تعطیل در برنامه خود داشته باشید

خوب ممکن است با اکراه وقت برای برنامه ریزی اختصاص دهید چون احساس می کنید کار مهمی در آن وقت انجام نمی شود، اما یک آیتم دیگر را نیز باید مشابه برنامه ریزی به جدول برنامه ریزی خود اضافه کنید: روز تعطیل. می دانم ممکن است برای شما سخت باشد. شاید احساس کنید وقت خود را هدر بدهید اما باز هم باید توجه کنید به اینکه همه ما انسان هستیم و نیاز به استراحت داریم. اگر خانواده تشکیل داده اید، همسر و فرزندان شما به شما احتیاج دارند. اگر به نیازهای آن ها و نیازهای خودتان توجه نکنید، علاوه بر اینکه سلامت و آرامش خودتان بر هم می خورد، بر سلامت خانواده تان نیز اثر سوء خواهد داشت. فراموش نکنید که هیچ وقت دوست ندارید به خاطر بی توجهی به نیازهای اعضای خانواده تان، یک دعوای حسابی در یک روز کاری داشته باشید، پس برای آن ها در برنامه خود سهم قائل شوید، مطمئن باشید در مجموع این باعث می شود انسان موفق تری باشید. اگر کار فوری پیش آمد که به واسطه آن مجبور بودید روز تعطیل کار کنید، تا جایی که امکان دارد این کار را نکنید و اگر کردید حتما در برنامه خود بازنگری کنید و وقت آزاد دیگری را مخصوص کارهای عقب افتاده بگذارید. یک برنامه خوب هیچ وقت به حریم روز تعطیل تجاوز نمی کند.

اصل چهارم: برنامه ریزی کنید حتی اگر نمی توانید همه برنامه را عمل کنید

همیشه پیش می آید که کارهایی که لازم است انجام شوند در برنامه وجود ندارند یا موقعیت های غیرمنتظره ای به وجود می آیند که برنامه را به هم می زنند. وجود چنین شرایطی ممکن است در ما این وسوسه را ایجاد کند که “حالا فعلا برنامه ریزی نکنم” یا “حالا تا بعد از فصل امتحان ها برنامه ریزی نکنم” و یا “بعد از این معامله” و یا و یا و یا و خلاصه به تعویق انداختن برنامه ریزی. وقتی برنامه ریزی وجود نداشته باشد وقت شما هدر خواهد شد. حتی اگر در شرایطی باشید که غیر منتظره است. 50% زندگی و حتی کم تر را با برنامه انجام دادن بهتر از این است که هیچ برنامه ای وجود نداشته باشد. در واقع چنین دیدگاهی به نوعی بی نقص گرایی یا عادت بر طبق معمول بر می گردد. این تفکر که برنامه ریزی کار به درد نخوری است وقتی که نمی توانید به برنامه خود به صورت کامل عمل کنید تشدید می شود.

اصل پنجم: عجله نکنید. به خود و برنامه خود اعتماد کنید

تجربه ای که برای من رخ داده این است که گاهی ایده بسیار جالبی به ذهنم می رسد و دوست دارم در لحظه آن ایده را به ثمر برسانم. بله همه ما مشتاق شکوفا شدن ایده هایمان هستیم و تجربه به ثمر نشستن ایده یک تجربه فوق العاده است اما فراموش نکنیم که ما کارهای زیادی داریم. کارهایی که به آن ها متعهد شده ایم و اگر نگاهی به برنامه ای که ریخته ایم بیاندازیم می بینیم بخش های زیادی از آن توسط این کارها اشغال شده است. اگر مطابق برنامه خود عمل نکنیم و برنامه ها را با ایده های لحظه ای خودمان جایگزین کنیم، مشکلی که به وجود می آید این است که دوباره ناچار به به هم ریختن برنامه خواهیم شد و دوباره مجبوریم عجولانه وقتی را برای هر ایده ای اختصاص دهیم.

اصل ششم: اول در برنامه قرار بدهید

گاهی اوقات کارهایی برای ما پیش می آید که حالت خیلی فوری پیدا می کند. کارهای فوری دشمن برنامه ریزی هستند. بگذارید عاقلانه نگاه کنیم. تعداد بسیار کمی از کارها آن قدر فوری هستند که به هیچ وجه نتوان آن ها را به تعویق انداخت. به عنوان مثال اگر شما با حادثه سرقت اتوموبیلتان مواجه شوید، به سرعت باید آن را پیگیری کنید. همین طور بعضی بیماری ها یا شرایط پزشکی خاص. اما به طور کلی قریب به اتفاق کارها این طور اند که اجازه یک یا دو روز تأخیر در آن ها وجود دارد. گاهی اوقات، البته بدون برنامه ریزی، کاری را آن قدر به تعویق می اندازیم که در نهایت به ناچار مجبور می شویم آن را به صورت لحظه ای انجام دهیم. یکی از دلایلی که ما مجبور به این کار می شویم این است که دیگران از ما انتظار دارند. دلیل دیگر این است که تعویق بیش از اندازه باعث شده است که کار از خط قرمز انجامش بگذرد. پس به طور کلی در مقابل هر کاری سه اتفاق ممکن است بیفتد:

  1. تعویق کار به زمان نامشخص و بدون برنامه
  2. انجام لحظه ای کار بدون قرار دادن در برنامه
  3. تعویق کار به زمانی مشخص، بر اساس ویژگی های زمانی کار، و قرار دادن در برنامه.

من موارد بالا را به سه رنگ نشان دادم تا مشخص کنم کدام بهترین است.
معمولا افرادی که برنامه منظمی ندارند، هر دو مورد اول و دوم را انجام می دهند اما مورد سوم را کم تر انجام می دهند. درحالی که در برنامه قرار دادن کارها باعث می شود که شما به برنامه پایبند بمانید. برای هر دو مورد 1 و 2 راه حل وجود دارد.گاهی اوقات وسوسه می شوید که “همین یک کار” را بدون برنامه و سریع انجام بدهید، انجام این کار ممکن است در کاهش اضطراب لحظه ای شما موثر باشد، اما باعث می شود دوباره یک روند بی برنامه به زندگی شما نفوذ کند.

استفاده از دفترچه جیبی یا تلفن همراه

برای جلوگیری از به تعویق انداختن کارها به زمان نامشخص و یا فراموشی کارهایی که دارید، از یک دفترچه جیبی و یا از تلفن همراه خود برای یادداشت کارهایی که در امروز به شما محول شده است، استفاده کنید و در انتهای روز آن ها را در برنامه قرار دهید (برای خود این کار باید وقت بگذارید، اصل دوم!). این کار علاوه بر اینکه باعث می شود شما همه کارهای خود را ثبت کنید، باعث می شود اگر کارهای زیادی قبول می کنید که از عهده آن ها بر نمی آیید، به این موضوع آگاهی پیدا کنید. حتی اگر کاری را قبول کرده اید، ممکن است بتوانید فردا تماس بگیرید و بگویید من فکر کردم و دیدم نمی توانم کاری را که به شما قول دادم انجام دهم. خیلی اوقات افراد می توانند این را بپذیرند وقتی تنها یک روز از قولی که داده اید گذشته است.

اصل هفتم: به تعویق افتادن برنامه ها را عاقلانه مدیریت کنید

می دانم شور و شوق شما برای ایجاد برنامه و تعهد شما برای عمل کردن به آن خیلی زیاد است. اما با این حال جلوی خودتان را بگیرید که بیش از اندازه به آن متعهد شوید. برنامه وحی منزل نیست و شما ربات نیستید! اگر به هر صورت تخمین زمان انجام کار از زمان واقعی انجام آن کم تر بود یا اتفاقات غیر منتظره ای پیش آمد، پایتان را توی یک کفش نکنید که همه برنامه ها باید امروز انجام شود! بیدار ماندن تا صبح اگرچه بعضی اوقات لذت بخش است اما اکثر اوقات تنها برنامه خواب شما و اعصاب شما را بر هم می ریزد. خیلی ساده فقط این دو کار را انجام دهید: 1) همه برنامه ها را به صورت متناسب به تعویق بیاندازید تا نوبت برنامه ریزی بعدی و در برنامه بعدی کارهای باقیمانده را قرار دهید. 2) سعی کنید در تخمین های زمانی آینده تجدید نظر کنید. برای قول هایتان به دیگران و برنامه هایتان برای خودتان یک ضریب اطمینان در نظر بگیرید. مثلا کاری که 1 روز در ذهنتان زمان می برد، 2 روز زمان بدهید چون احتمالا شما بعضی چیزها را در نظر نگرفته اید. البته قانون مشخصی برای این ضریب اطمینان وجود ندارد. شما به تدریج برای آن با توجه به خودتان و کارهایتان حساب سرانگشتی پیدا می کنید.